داستان جالب دختری که پدرش را وارد بهشت کرد
به چینل مفتی احمد فیروز احمدی خوش آمدید
شما میتوانید تمام برنامه های مفتی احمد فیروز احمدی را از این چنیل دنبال کنید
برای پاسخ به سوالات تان به شماره ذیل جناب استاد محترم به تماس شوید
+93780780844
Welcome to Mufti Ahmad Firoz Ahmadi program channel
You can follow all the programs of Mufti Ahmed Firoz Ahmadi
To answer your questions, please call the number below,
dear professor
+93780780844
خلاصه داستان واقعی:
روزی از روزها مردی به زن خویش میگوید که ای زن من یک تاجر هستم و میروم به تجارت چون در آن زمان موتر و سایر وسایط جز شتر و مرکب و اسپ نبود به زن خویش میگوید که من میروم و آمدن من معلوم نیست که چی زمانی باز گردم تا زمانی که من برنگشته ام از خانه بیرون نشوی زن به مرد میگوید اما براش نمی گوید که در کدام شرایط میتواند از خانه بیرون برود زن قبول میکند مرد هم میرود تا روزی از روزها پدر دختر مریض میشود وقتی این زن میبیند که پدارش مریض است میخواهد به دیدار پدر برود یادش میاید که شوهر گفته است بدون اجازه من تا نیامدم از خانه بیرون نشوی زن یک نفر را نزد پیامبر میفرسد و برای وی این مطلب را ذکر میکندررسول خدا صلی الله علیه وسلم برای دختر و یا زن میگوید که بهتر است در خانه بمانی و نافرمانی شوهر خویش را نکونی این زن وقتی پیام رسول الله را میشنود به دیدن پدر خویش نمیرود چند روز بعد به دختر پیام میرسد که پدرتان فوت کرده است باز هم دختر نگران میشود و حیران میماند که چی کار نماید باز هم شخصی را نزد رسول خدا میفرستد و به رسول الله صلی الله علیه وسلم میگوید که این زن پدرش فوت کرده است اما طبق فرمان شوهر که گفته است از خانه تا نیامدم بیرون نشوی میخواهد از شما بداند که آیا به جنازه پدر خویش برود یا خیر رسول الله صلی الله علیه وسلم میگوید که نخیر بهتر است در خانه بمانی و به جناز پدر خویش نروی زن این کار را نیز طبیق میکند و به جنازه پدر نمیرود تا اینکه شوهر برمیگردد و وی زن داستان را برای وی قصه میکند مرد نگران میشود و میگوید ای کاش میرفتی روزی دیگر برای زن احوال میاید که بخاطر اطاعت و فرمانبرداری که از شوهر تو کردی و فرمان شوهر خویش را نادیده نگرفتی پدر شما وارد بهشت شده است ای خواهران و مادران عزیز بدانید که اطاعت و فرمانبرداری از شوهر چقدر مهم است چرا امروز به دنبال نافرمانی و بی حجابی هستید چرا امروز نمیداند از حق و حقوق خود و شوهرانتان من نمیگویم که فقط حق و حقوق شوهر بلکه در برنامه در همین چینل یوتیوب برای تان حق و حقوق زنان را بالای شوهران نیز نشر نموده ام
Summary of the real story:
One day, a man says to his wife that, woman, I am a merchant and I am going to trade because at that time there were no cars and other vehicles except camels, donkeys, and horses. Gardam, don't leave the house until I come back, the woman tells the man, but she doesn't tell him under what conditions he can leave the house, the woman agrees, the man goes too, until one day the girl's father gets sick, when the woman sees that her father is sick. She wants to visit her father, she remembers that the husband said, "Don't leave the house without my permission until I come." The wife sends someone to the Prophet and mentions this matter to him. Stay at home and do not disobey your husband. When this woman hears the message of the Messenger of God, she does not go to see her father. A few days later, the girl receives a message that her father has died. Again, the girl is worried and wonders what to do. The Messenger of God sends and tells the Messenger of God, may God bless him and grant him peace, that this woman's father has died, but according to her husband's order, He said, "Don't leave the house until I come. He wants to know from you whether he should go to his father's funeral or not. The Messenger of God, may God's prayers and peace be upon him, says that no, it is better to stay at home and not go to his father's funeral. A woman also does this and The body of the father does not leave until the husband returns and the woman tells him the story, the man gets worried and says that I wish you had gone, another day will happen to the woman that because of your obedience and obedience to your husband and you did not ignore the command of your husband, your father will enter It has become heaven...